نقل مکان به وبلاگ جدید!
سلام دوستان! از این به بعد وبلاگ جدید ام را در بلاگر به روز خواهم کرد چون اینجا امنیتی ندارد متاسفانه. هم فیلتر شده و هم احتمال مسدود شدنش وجود دارد. لطفا به آدرس جدید در بلاگر
مراجعه کنید. http://zarezadeh.blogspot.com
سلام دوستان! از این به بعد وبلاگ جدید ام را در بلاگر به روز خواهم کرد چون اینجا امنیتی ندارد متاسفانه. هم فیلتر شده و هم احتمال مسدود شدنش وجود دارد. لطفا به آدرس جدید در بلاگر
مراجعه کنید. http://zarezadeh.blogspot.com
... آیت الله صافی گلپایگانی در یک جزوه ای که منتشر کرده نوشته که وقتی در کنار مساجد، خانقاه و حسینیه باشد، مسلمان ها دچار تفرقه می شوند، بنابراین هر چه خانقاه و حسینیه وجود دارد باید تعطیل شود تا مردم به مساجد بروند. ایشان نوشته است که علت نرفتن مردم و جوانان به مساجد، وجود خانقاه و حسینیه های دراویش است که باعث تفرقه امت اسلامی شده و اینها باید تعطیل بشوند و این متاسفانه تز این آقا است. به دنبال این تز ، کل دستگاه های نظامی ، انتظامی، قضائی، اطلاعاتی و امنیتی بسیج شده اند تا هر بلایی که می خواهند بر سر دراویش بیاورند و مانع از دادخواهی آنها شوند به هر روی از صحبت در مورد حزب منصرف شد و خواست دلایل ام را برایش توضیح دهم و گفت چرا تا به حال نگفته بودی؟
به نظرم او حق دارد ، باید تا به حال این موضوع را بیان می کردم. حتی وقتی دوست گرامی آقای بینا داراب زند از زندان آزاد شد، قصد داشت یک اطلاعیه صادر کند که او هم در حزب دمکرات ایران عضویتی ندارد و از من خواست یک بیانیه مشترک بدهیم. ابتدا قبول کردم اما بعد منصرف شدم. به هر روی این قضیه عقب افتاد و الان لازم می دانم به اطلاع همه دوستان و کسانی که من را می شناسند برسانم که از حدود ۹ ماه پیش ، از فعالیت در حزب دمکرات ایران دور بودم و دیگر عضویتی در این حزب ندارم و برای دست اندرکاران حزب نیز آرزوی موفقیت دارم.
من چه بگویم که او خود به این زیبایی گفته است:
زندانی رنگها میدانید یعنی چه؟ یعنی من.
من که ا زچهار سالگی ، زندگی ام را با رنگ ها تقسیم کرده بودم. درآستانه ۱۷ سالگی آنها را گم کردم.
سرخ کبود را به جای لاجوردی گرفتم و جای آسمانی ، خاکستری پاشیدم.
من رنگها را گم کردم و اینک
تنها چهره ای که هر روز در برابرم دیده می گشاید، دیوار است.
من دلآرا دارابی، ۲۰ ساله ، متهم به قتل ، محکوم به اعدام ، سه سال است که با رنگها و فرم ها و واژه ها از خودم دفاع می کنم. این نقاشی ها سوگندی است به جرمی ناکرده....
علي اکبر موسوي خوئيني ساعاتي پس از آزادي در سخناني کوتاه،بازداشت خود را "تاوان فعاليت هاي مفيد و موثر" در "دوران نمايندگي مردم تهران و جنبش دانشجويي در مجلس ششم، پي گيري امور زندانيان وبازداشتگاه هاي غيرقانوني، نقد عملکرد صاحبان مقام و قدرت و ايفاي مسئوليت در...
"دانشجويان تصميم گرفته اند به هر نحوي كه هست ايستادگي كنند و به هيچ وجه اجازه ندهند انجمن اسلامي جعلي برنامه هايش را در فضاي عمومي دانشگاه پيش ببرد. من مطمئنم بعد از اين هم هر برنامه اي بخواهند اجرا كنند دانشجويان به همين شكل ايستادگي خواهند كرد."
انجمن اسلامي دانشجويان پلي تکنيک تهران دبروز در اعتراض به گذشت ۳ هفته از بازداشت دکتر کيوان انصاري و نامشخص بودن وضعيت وي، در صحن اين دانشگاه تجمع کردند و خواستار آزادي وي شدند.به گزارش خبرنگار روز اين اقدام اعتراضي ابتدا با تحصن جمعي از اعضاي انجمن اسلامي دانشجويان در صحن مركزي دانشگاه آغاز شد و سپس دانشجويان به راهپيمايي پرداختند.
علارغم اینکه احمد نزدیک سه ماه در بند ۲۰۹ اطلاعات بوده، فقط یک مرخصی ۴۸ ساعته به او دادند. اگر تلاش آقای مهندس میثمی برای تودیع وثیقه نبود شاید این مرخصی ۴۸ ساعته هم به احمد تعلق نمی گرفت. در عذابم که این دوست عزیزم باید این شرایط سخت و دردآور را تحمل کند و رنج آور تر اینکه همسر و خانواده او مجبور هستند اجبار روزگار را تحمل کنند! ببینید عکس احمد را بعد از مرخصی از زندان انفرادی و اطلاعیه کمیته دفاع را.
هيجدهم مهر مصادف با ۱۰ اکتبر، روز جهاني مبارزه با اعدام است. در اين روز سازمان ها و نهادهاي حقوق بشري ملي و بين المللي مراسم مختلفي در سراسر جهان برگزار و يا گزارش هايي منتشر مي کنند. همچنين نهادهاي حقوق بشري در قالب تشکلي با عنوان "ائتلاف جهاني براي لغو حکم اعدام" گردهم آمده اند تا به روند فعاليت هاي خود شتاب بيشتري بخشند.
فعالين ايراني دفاع از حقوق بشر در اروپا و آمريکاي شمالي هم به مناسبت روز جهاني اعدام و در راستاي انعکاس اخبار نقض گسترده، مستمر و برنامه ريزي شده حقوق بشر در ايران، گزارش سالانه خود پيرامون وضعيت اعدام در ايران را منتشر کرده اند. اين گزارش در برگيرنده مشخصات افرادي است که در فاصله زماني مهر ماه ۱۳۸۴ [اکتبر ۲۰۰۵] تا شهريور ۱۳۸۵ [سپتامبر ۲۰۰۶] در ايران حکم اعدام در مورد آنها صادر و يا اجرا شده است. "فعالين ايراني دفاع از حقوق بشر در اروپا و آمريکاي شمالي" يک تشکل مدافع حقوق بشر و عضو " ائتلاف جهاني براي لغو حکم اعدام" است. اين مجموعه از ۱۶ تشکل حقوق بشري ايراني در خارج از کشور تشکيل شده و يکي از فعاليت هايش انتشار گزارش هاي ماهيانه و ساليانه است.
با کارشکني در آزادي موقت احمد باطبي از زندان اوين، ممانعت از ورود 4 عضو مرکزي انجمن دانشجويان پلي تکنيک به دانشگاه و تداوم محکوميت هاي دانشجويان به تعليق و محروميت از تحصيل، دانشگاه همچنان روزهاي پر التهابي را مي گذراند.
دکتر حسام فيروزي، پزشک معالج احمد باطبي در 12 مهرماه، پس از مدت کوتاهي بازداشت اعلام کرده بود که احمد باطبي روز شنبه به مدت 48 ساعت از زندان آزاد خواهد شد. همسر باطبي نيز اين خبر را تاييد کرده و گفته بود بازپرسان پرونده همسرش، از او خواسته اند "براي آزادي احمد وثيقه اي به دادگاه بسپارد." اما با اين حال به دليل کارشکني هاي صورت گرفته از طرف قوه قضائيه، او همچنان در زندان به سر ميبرد.
عمران صلاحی هم رفت! آری ،مردی پاک و خوش قلب با رفتاری به قول نزدیکانش که از ادبیات ما راندند و عرصه را برایش تنگ کردند. عمران در ۶۰ سالگی دیگر توان این همه فشار و عذاب را نداشت و دیگر قلبش تاب نیاورد. روشن است، او هم چون بسیاری دیگر که قصد خدمت به ادبیات و فرهنگ را داشتند و به پویایی و شادابی جامعه می اندیشیدند باید به انزوا می رفت، همان چیزی که استبداد فریاد می زند.
عمران صلاحی طنزپرداز ، به خوبی می دانست چگونه بخنداند و طنز بگوید. یادش گرامی و روحش شاد!
بیشتر از این نمی گویم چرا که دوست دارم نوشته های شهرام رفیع زاده و ابراهیم نبوی را ، که بهتر از من عمران را می شناسند بخوانید.
فقط بگویم که وقتی انسانی چون عمران با روحیه ای شاد، لطیف و انسانی در ۶۰ سالگی دچار سکته قلبی می شود، یعنی باید به یک فاجعه انسانی باید پی برد!
آغاز مهرماه و سال تحصيلي جديد، شور و اشتياق خاصي در محيط هاي آموزشي و دانشگاه ها ايجاد مي کند،اما امسال وضعيت متفاوت بود. برخوردهاي امنيتي و قضائي با دانشجويان و دانشگاهيان، به نگراني آنها از افزايش تنش هاي جديد و بحران سازي ها از سوي حاکميت دامن زده است. آن هم در شرايطي که نه تنها عده قابل توجهي از دانشجويان و نهادهاي دانشجويي همچنان تحت تعقيب قرار دارند، بلکه روند برخوردها با دانشجويان وحملات به کيان دانشگاه سير صعودي گرفته است...
زندانيان سياسي دور تازه اي از اعمال فشار و محدوديت ها را در زندان ها و بازداشتگاه هاي جمهوري اسلامي ايران تجربه مي کنند: "من شبها با دستبند و پابند مي خوابم و تمام امکانات از من گرفته شده است." همين دو جمله از علي اکبر موسوي خوئيني کافي است تا از عمق ماجرا سخن بگويد. اما همه چيز در اين دو جمله ختم نمي شود. حجم بالاي دستگيري و بازداشت ها، احضارها و فشارهاي روزانه بر زندانيان سياسي و عقيدتي حکايت از آغاز دوباره داستان تلخي دارد که برخي فکر مي کردند پرونده آن بسته شده است: شکنجه زندانيان سياسي براي اعتراف گيري...
کميسيون گزينش وزارت علوم، در اقدامي غيرقانوني تعدادي از دانشجويان دانشگاه تهران را احضار و مورد بازجويي قرارداده است. کميسيون گزينش در حالي دست به اين اقدام مي زند که عده اي ديگر از دانشجويان اين دانشگاه همچنان در مسير هاي کميته انضباطي در رفت آمد هستند و پرونده هاي ده ها دانشجوي دانشگاه امير کبير هم در دست بررسي است...
ولي الله فيض مهدوي زنداني سياسي در نهمين روز اعتصاب غداي خود در زندان رجائي شهر کرج دچار ايست قلبي و روانه بيمارستان شد. سهراب سليماني مديركل سازمان زندانهاي استان تهران، در واکنش نسبت به خبرهاي منتشر شده در مورد ولي الله فيض مهدوي به خبرگزاري دولتي فارس گفت: "زنداني ولي فيض مهدوي عضو فعال منافقين به اتهام اقدام عليه امنيت و بمبگذاري، در دادگاه انقلاب در سال 1382 به عنوان محارب شناخته شده و حكم اعدام در مورد وي صادر شده بود."
در روزهاي گذشته نهادهاي امنيتي ـ اطلاعاتي بار ديگر برخوردبا دانشجويان را شدت بخشيده اند. در همين راستا 5 دانشجو بازداشت و زنداني شده و بيش از 25 دانشجو نيزبه کميته هاي انضباطي احضار شده اند.
چند روز قبل در تورنتو یکی از دوستان از من دعوت کرد تا در رادیو زمانه فعالیت کنم. این دوست گرامی با توجه به اینکه خودش آنجا مشغول است و می دانست من یک فعال مستقل هستم اما با این کار می خواست کمکی هم به من بکند - این یعنی خصلتی که کمتر در بین ماها دیده می شود - ، لذا شرایط ارتباط من با مسئولان رادیو فراهم شد و بعد از مدتی کوتاه با آقای مهدی جامی مدیر رادیو صحبت کردم.
آقای جامی خوشبختانه به گرمی از کار من در رادیو استقبال کرد و خواست برنامه های آزمایشی برای رادیو تهیه کنم تا به مرور در برنامه پخش رادیو جای بگیرد. البته روالی که همه جا هست و در رادیو زمانه همچنین، اما اینجا با رویی گشاده و آغوشی باز. مهدی جامی به گونه ای صحبت می کرد که من تصور کردم حتی اگر فردی ناشناس هم بودم پس نمی زد و از طرح او استقبال میکرد...
در حالي که خبر مرگ اکبر محمدي در پي اعتصاب غذا در زندان و اخباري از وضعيت احمد باطبي، موسوي خوئيني، رامين جهانبگلو و تعدادي از زندانيان سياسي در روزهاي اخير موجي از نگراني را در بين خانواده ها و نهادهاي حقوق بشري رقم زده، گزارش ها از ديگر نقاط کشور حکايت از وضعيت نامناسب زندانيان سياسي در شهرستان ها دارد...نام نزديک به ۶۵۰ نفر در کامپيوتر زندان تبريز در ارتباط با اعتراضات اخير در اين شهر به عنوان زنداني سياسي ثبت شده اند.
موسوي خوئيني همواره به دليل تلاش براي حمايت از زندانيان سياسي و دانشجويي مورد غضب نهادهاي اطلاعاتي ـ امنيتي چمهوري اسلامي بوده و اينک نيز آنها بدون دليل موجهي او را در سلول انفرادي زندان 209 وزارت اطلاعات در بازداشت و بازجويي نگه داشته اند.|
برای من این در این چند روز به اینترنت دسترسی نداشتم و همین مسئله عذابم می داد چرا که می خواستم در سوگ اکبر بنویسم اما حال می بینم که نمی توانم. فقط می گویم اکبر جان رفتی، چه ناجوانمردانه کشتند تو را، تو کجا رفتی من کجا آمدم... اما اکبر جان راه تو بی رهرو نخواهد بود، آسوده بخواب. |
... پس از برگزاري دادگاه، مرحوم محمد علي سفري كه وكالت تعدادي از دانشجويان از جمله احمد باطبي را به عهده داشت، در گفتگوهاي مختلفي، دادگاه انقلاب را متهم كرد كه تنها در چند دقيقه و تنها با نظر كارشناسان امنيتي وزارت اطلاعات راي صادر كرده است كه با آئين دادرسي كيفري مطابقت ندارد.
... اين روزها سركوب جنبش دانشجويي با احضار و يا بازداشت فعالان دانشجويي، توقيف نشريات و تشكل هاي دانشجويي، اخراج اساتيد ]بازنشستگي اجباري[ و اقدامات فرهنگي و امنيتي كردن فضاي داخل دانشگاه ها به سرعت پيش مي رود. با اين حال دانشجويان بدون توجه به اين اقدامات غيرقانوني به فعاليت هاي خود ادامه مي دهند. انجمن دانشجويان امير كبير از اين جمله است که با اينكه غير قانوني اعلام شده، حاضر به پذيرش اين حكم نيست.
عصر روز گذشته و پس از دو ماه چالش بين انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه اميبر كبير و نهادهاي امنيتي اطلاعاتي، هيات نظارت بر تشكلهاي اسلامي، دانشگاه صنعتي اميركبير را غيرقانوني اعلام كرد...
در سال 1381 توسط اطلاعات موازي دستگير و در بازداشتگاه ناجا وابسته به اطلاعات مركزي نيروي انتظامي بازداشت شدم. اين بازداشتگاه محلي شده بود براي برخورد با روزنامه نگاران، اهل فرهنگ و وبلاگ نويسان. در طي بازجويي هايي كه تحت شكنجه انجام مي شد يكي از سوالاتي كه از من مي پرسيدند، روابط من با مهندس موسوي خوئيني بود. بازجوي اطلاعات ناجا كه بازجوي بسياري از وبلاگ نويسان و روزنامه نگاران هم بود مرتب اصرار داشت كه هر چه در مورد آقاي موسوي خوئيني مي دانم بايد بنوسم. از آنجا بود كه متوجه شدم رژيم تلاش مي كند براي ايشان پرونده سازي كند. در واقع تلاش هاي مهندس موسوي براي پيگيري وضعيت بازداشتگاههاي امنيتي و زندانيان سياسي باعث شده بود كه رژيم سخت از اين كار خشمگين شده و با پرونده سازي و جمع آوري اطلاعات منتظر فرصت مناسبي براي برخورد با ايشان شود...
عمق حوادث كوي دانشگاه و بازتاب آن در سطح رسانه ها و جامعه به حدي بود كه فرهاد نظري در عرض كمتر از دو ماه، از مقام فرماندهي نيروي انتظامي تهران بركنار و سپس در زمستان 1378 با شكايت دانشجويان در سازمان قضائي نيروهاي مسلح محاكمه شد...
موبايل عابد توانچه در دست يكي از مسئولان زندان اوين قرار گرفته و وي با استفاده از اين موبايل با خانواده اين دو نفر تماس مي گيرد. اما نكته جالبتر آن است كه وي با استفاده از اين موبايل اقدام به تماس گرفتن يا ارسال SMS براي اعضاي انجمن اسلامي دانشجويان پلي تكنيك مي نمايد و آنها را تهديد به بازداشت و برخورد با خانواده شان مي كند و يا به آنها فحاشي مي نمايد. نتیج
ه ؛ توقيف روزنامه ايران، دستگيري كاريكاتوريست اين روزنامه، استيضاح وزير ارشاد
اكثر ساختمانهاي دولتي كه در مسير راهپيمائي قرار داشتند شكسته شد، بانك هاي ملت شعبه آبرسان و بانك ملي شعبه دانشگاه تبريز، بانك تجارت بيلانكوه و بانك پارسيان آتش زده شد، نزديك به پانزده بانك تخريب شد، دو دستگاه موتورسيكلت و يك دستگاه ميني بوس نيروي انتظامي به آتش كشيده شد.
فرد محمد سعیدی نام دارد که در روزهای گذشته به عنوان معاون برنامه ريزي و امور بين الملل سازمان انرژی اتمی در ایران به چهره ای آشنا در رسانه ها تبدیل شده است.محمد سعیدی از بازجویان و کارشناسان ارشد امنیتی وزارت اطلاعات است که بسیاری از پرونده های روزنامه نگاران، دانشجویان و فعالان سیاسی مدت ها در اختیار وی بود... شنیده ها حاکی از آنست که علی افصحی روزنامه نگار که از 23 بهمن در زندان به سر می برد, مصاحبه ای با آقای کارل ویک (Carl Vick ) خبرنگار روزنامه نگار واشنگتن پست انجام داده است. این مصاحبه که به وساطت آقای (ع ب – يكي از اعضاي انجمن حمايت از حقوق زندانيان) صورت گرفته در زمانی انجام شده که آقای افصحی در زندان است و تا کنون مواجهه ای با افکارعمومی نداشته است.
امروز مصادف است با ۸ مارچ، روز جهانی زن. این روز فرصت مناسبی برای همه زنان ستم دیده ای است تا با بیان خواسته ها و مطالبات خود در رسیدن به آنها تلاش کنند. جای بسی خوشحالی است در ایران فعالان حقوق زنان از این موضوع غافل نیستند و همه ساله با وجود جو سنگین سرکوب آنچه در توان دارند عرضه می کنند. آنچه در متن می آید گزارش تجمع امروز است از زبان خبرنگار واحد اطلاع رسانی حزب دمکراتیک ایران: آنچه امروز بيش از پيش حائز اهميت است سياست هاي جديد حاكميت در مواجهه با بحران اتمي است كه با اتخاذ اين سياست ها ايران و ايراني را با نابودي و تباهي روبرو ساخته است. حجت زماني اولين قرباني زياده خواهي ها و حاكميت استبدادي در دولت جديد بود اما آيا آخرين هم خواهد بود؟ رژيم جمهوري اسلامي در سايه سياست هاي خود و با قدرت نمايي و به رخ كشيده اقتدار خود به غرب ، زندانيان سياسي را نيز مورد تعرض و آزار و اذيت قرار مي دهد...
ال 1380 هنوز مدت زمان چنداني از آزادي ام از زندان 59 سپاه نگذشته بود كه به همراه ساير دوستان به شعبه 26 دادگاه انقلاب احضار شدم. به هنگام ورود به شعبه نگراني در چهره مرحوم سفري موج مي زد، او نگران جواني بود كه با تجربه كمي بايستي در برابر بازجويان اطلاعاتي سپاهي قرار بگيرد و رو در روي آنها و در پاسخ به تهمت هايشان از خود دفاع كند. به او اجازه ورود ندادند و بدون حضور وكيل مدافع وارد شعبه 26 و البته اتاقي كه خبري از قاضي دادگاه نبود شدم ولي وقتي جريان بازجويي را براي اش توضيح دادم كه در اتاق بازجوئي چه گذشت ، خشنودي در چهره اش نمايان شد و من از اينكه رضايت اش را جلب كرده بودم خوشحال شدم. اما ديري نپاييد كه محمد علي سفري...
حامی و هماهنگی فراخوان رفراندوم) با من تماس گرفت و دعوت کرد در گپسرای رفراندوم در پالتاک در روز ۴ فوریه ساعت ۹ شب به وقت اروپای مرکزی دیدگاههایم را در مورد جریان و گفتمان رفراندوم در یک سخنرانی ۳۰ دقیقه ای تشریح کنم. از من خواسته شد متن سخنرانی را منتشر نکنم چون در کنار نظرات دیگر کوشندگان سیاسی و دانشجویی در قالب کتابی منتشر خواهند کرد. از این رو مقاله ای که سال گذشته در آغاز طرح فراخوان رفراندوم نوشته بودم را در اینجا درج می کنم. این مقاله تنها بیانگر نظرات من نیست بلکه بسیاری از فعالان دانشجوئی و سیاسی در داخل کشور... منابع موثق از درون زندان اوين گزارش می دهند كه 47 نفر ازکارگران معترض بازداشت شده از پالایشگاه پتروشیمی تهران به بند 209 اوین (وزارت اطلاعات) منتقل شده اند. بر پايه این گزارشات ، از روز شنبه 8/11/84 آمارزندان اوین به بيش از دو برابر رسيده است...